محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3319

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « به آنها بگو : اين را ناگوار مداريد كه شما از منيد و من از شمايم » آنگاه مدتى خاموش ماند ، سپس اين آيه را خواند : « * ( إِنَّا من الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ 32 : 22 ) * [ 1 ] » يعنى : ما از تبهكاران انتقام مىگيريم . ابو الاشعر ، موسى بن عامر ، گويد : وقتى غلامان آزاد شده اين را بشنيدند با همديگر گفتند : « خوشدل باشيد ، خواهيد ديد كه آنها را كشته است . » نضر بن صالح عيسى گويد : نخستين كسى كه مختار پرچم براى وى بست ، عبد الله بن حارث برادر اشتر بود كه او را به ارمينيه فرستاد محمد بن عمير را به آذربيجان فرستاد ، عبد الرحمن بن سعيد را به موصل فرستاد ، اسحاق بن مسعود را به مداين و سرزمين جوخى فرستاد قدامة بن ابى عيسى نصرى را كه هم پيمان ثقيف بود به بهقباذ بالا فرستاد محمد بن كعب بن قرظه را به بهقباذ ميانه فرستاد ، حبيب بن منقذ ثورى را به بهقباذ پايين فرستاد ، سعد بن حذيفهء يمان را به حلوان فرستاد ، در حلوان هزار سوار با سعد بن حذيفه بود . گويد : هر ماه يك هزار درم به او مقررى داد و گفت كه با كردان نبرد كند و آنها را سامان دهد ، به عاملان خويش در جبال نوشت و دستور داد كه اموال ولايت خويش را به حلوان پيش سعد بن حذيفه فرستند . گويد : عبد الله بن زبير ، محمد بن اشعث بن قيس را به موصل فرستاده بود و دستور داده بود با ابن مطيع مكاتبه كند و شنوا و مطيع وى باشد ، اما ابن مطيع بى دستور ابن زبير نتواند او را بردارد . پيش از آن در ايام امارت عبد الله بن يزيد و ابراهيم بن محمد ، در امارت موصل مستقل بود و با هيچكس جز ابن زبير مكاتبه نمىكرد و چون عبد الرحمن بن سعيد از جانب مختار به امارت پيش وى آمد كناره گرفت و موصل را به او سپرد و به تكريت رفت و با تنى چند از بزرگان قوم خويش

--> [ 1 ] سوره سجده ، آيه 22